بهینابهینا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره

بهترین دختردنیا

وروجک

هزازتاسلام هوراتازه دخملم تابهش میگیم تیشت کو لباسش رو نشون میده میگه تیش ...
24 دی 1391

بهینانگوبلابگو

بهیناااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دکی مامان -------------------درهرصورت عاشق دکی هستی وکلی ازش خوشت میاد امروزبهینا اول صبحانه نان وپنیر+زرده تخم مرغ که البته باکلک میخوریش عکسه جون مید واسه تبلیغ ------------مگه نه؟ خوب اینم مدل جدیده بازی دیگه کشو بازی تازه دوتاقدم هم دست ولی اومدم ولی ولوشدم مامان وقتی میگه نی نی کو  دخملم فوری بادست بهم نشون میده میخورمت ها خودش کالسکه دوست نداره ولی اصرارداره نی نی رو باکالسکه ببره گردش خوب اگه خوبه خودتم سوارشودیگه   ...
21 دی 1391

این روزهای بهینا

خوب جونم واست بگه که بازی موردعلاقه تا تا+کمدبازی غذاخوردن ها بدک نیست بعضی روزها خوب بعضی روزهابد خوابیدن ها چشم نکنم بهترشده ساعت 8بیدار 13خواب 1ساعته 18خواب یک ساعته ساعت21آماده میشی واسه خواب اما22می خوابی بیچاره مامان اینقدرباهات در تخت خواب بازی می کنم والبته باچراغ های خاموش تا خوابت بگیره بازهم راضی هستم به منظم شدن ساعت خواب وبیداری تویه فسقل شب هم 22خواب البته قابل ذکراست استامینوفن میخوری شاید مال همین است که منظم شدهای  ولی درکل امیدوارم همیشه منظم بمانی ...
18 دی 1391

تولدتولد تولدماهگردت مبارک

سلللللللللللللللللام جینجیل هاپیت بیرزدی هاهاها یعنی همون تولدت مبارک فینگیلیش امروزعصروقتی بابااومد خانه واسه دخملم هدیه خریده بود دستش دردنکنه ماچ اما ازآنجاییکه خیلی بلاهستی نشدکیک درست کنم دخملیم کم کم داره یک ساله میشه نمی دونم بااین شرایط میشه واست جشن تولد1سالگی گرفت یانه دوست دارم بگیرم اما بایدشرایطش جورباشه حالاتااون موقع ببینیم چی پیش میاد   ...
17 دی 1391

بهیناوشبهای بد

بهینا خانوم فردا٩ ماهش تمام ومیشه ١٠ ماهه ولی دوشبه نارومی میکنه پریشب که اصلانخوابیدی وبعدهم که خوابیدی ساعت ٤صبح بیدارشدی وتا ٨صبح کارت شده بود٥دقیقه می خوابیدی ١٥دقیقه توپارچه ٣٠دقیقه گریه خلاصه که شبی بود دیشب ساعت ١٢بیدارشدی حدودیک ساعت بازی کردی بعددوباره پارچه اماتاصبح خوابیدی عزیزم دوست دارم ولی امروز خوب خوابیدی بیچاره باباهم امروزحسابی مریضیش اوج گرفته بودطوری که خانه نشین شد اماشماکه نگذاشتی استراحت کنه منم خواستم ببرمت بیرون اماشماسوارکالسکه نمی شوی ومنم هم کمردردهم گردن دردگرفتم نمی تونم شماراطولانی مدت بغل کنم این بودکه زودی برگشتیم خانه وکلی هم ازدستت عصبانی شدم دایی مهرداد ظهرواسمون خورشت کرفس مادرپزآورد شماهم که ...
16 دی 1391

بهیناومهربد

  سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خاله سوسکه حالت چطوره ؟میدونم دیگه مریض نیستی خوب شدی 3شنبه به علت آلودگی هوامهربد نرفته بودمدرسه منم ازمادرخواستم بیارتش خانه ما تاباشمابازی کنه مهربدهم دوست داشت نقاشی یادبگیره ولیشمااجازه نمی دادی به محض اینکه مهربدمدادرنگی می آوردمی رفتی طرفش ونمی گذاشتی ناشی کنه بعدمهربدرفت ازاتاق بیرون وشمادنبالش می گشتی بعدهم مادربه دخترم پرتغال می دادند توراخدانشستن راببین   ...
15 دی 1391

مریضی و دندان و شیطونی

خوب مثل همیشه سلام علیکم فسقل خانوم چندروزی بود مریض بودند اولش فکرکردیم دندان ولی کم کم مریضی به سرفه کشیدوویروسه قلنبه این بودکه رفتیم دکترودواخورون شروع شد بدغذایی کم بوددواخوردن هم اضافه شد سردردهایه منم که دیگه نگو ونپرس باباهم حسابی کدبانویی شده تفلی تاازراه میرسه هنوزلباس تنشه که من شماراتحویل می دهم بعدهم که دیگه هی دوتایی بدو بدو میخندی حالاصبرکن خوب بشی یک خنده ای نشونت بدم  واسه خنده گفتم ها الهی همیشه بخندی مامان جون خوب بریم سراصله مطلب یادت میاد سری قبل گفتم نمی تونی چهاردست وپابیای داخل آشپزخانه حالادیگه می تونی بطورکل دیگه نمیشه یک لحظه چشم ازت برداشت رفتم زیرزودپزراخاموش کنم وبیام وقتی آمدم دیدم...
12 دی 1391

بهیناودندان سوم

اوووووووووووف نگوکه من رودیوونه کردی عسلم اونم چه عسلی شیرینی اش داره دل وبال وبهم می ریزه بخداراست میگم مریضه ها کلی هم استامینوفن خورده ها ولی مامانش رواز کت وکول انداخته بسکی راه میه وبلایی می کنه همش هم چسبیده به من واصلا جدانمی شه وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خداحتی واسه خواب هم اهههههههههههههههههههههههه  
11 دی 1391