همه چی از همه جا
سلام گلابی من بابا اومد ومن آمدم خانه خودمان وبا کمی تاخیر وبلاگت رو به روز می کنم این روزها هر روز احساس میکنم از روز قبل بزرگتر شدی هم کارهای جالبی انجام میدی هم از نظر جسمی --- اون چند شب که خانه مادر بودیم یک شب شما در خواب غش غش می خندیدی که ازصدای خنده شما من ومادر ازخواب بلندشدیم وهر دوباتعجب به شما نگاه میکردیم بعد مادر گفتند الهی فدات بشم چه خوابی میبینی که اینقدرخوشحالی وبوسیدت وما خوابیدیم راستی جدیدا عاشق پلاستیک شدی وحسابی باهاش بازی می کنی کاش میشد فیلم هم بگذاریم تا بازی های خوشگلت رو میدیدی اشکال نداره حالا واست چند تاعکس می گذارم فیلم هاتم نگه میدارم بعدا ببین بووووووووووووووووووووووووووووووووووو...
نویسنده :
الهام
1:22









