بدون عنوان
بهیناجان عزیزم خیلی دوست دارم نمی دونی چه وروجکی هستی شنبه همراه مادرومهربدودایی رفتیم خرید برای خانه جدیدمادر شما درماشین حسابی بامهربدشیطونی کردی بادستهای خوشگلت لپهاشو میگرفتی ومی کشیدی طرف خودت بابا هم مثلا می خواهد به من کمک کندوشما رابخواباند اما تاشما دردل بابا می روی شروع می کنی به دست وپازدن واصلا هم خبری از خواب وجودندارد دیگه حسابی میشینی واصلا دوست نداری کسی بخوابوندت نه اینکه بخوابی ها منظورم این است که درازبکشی وبازی کنی ابدا واصلا واکنشت نسبت به وسایل خانه خیلی خنده داره مثلا عاشق ماشین لباس شویی هستی وقتی داره کار میکنه چشم ازش برنمی داری اگر هم کسی سرراه نگاهت قراربگیره...
نویسنده :
الهام
12:02








