بدون عنوان
بهیناجان عزیزم خیلی دوست دارم
نمی دونی چه وروجکی هستی شنبه همراه مادرومهربدودایی رفتیم خرید برای خانه جدیدمادر شما درماشین حسابی بامهربدشیطونی کردی بادستهای خوشگلت لپهاشو میگرفتی ومی کشیدی طرف خودت

بابا هم مثلا می خواهد به من کمک کندوشما رابخواباند اما تاشما دردل بابا می روی شروع می کنی به دست وپازدن واصلا هم خبری از خواب وجودندارد
دیگه حسابی میشینی
واصلا دوست نداری کسی بخوابوندت نه اینکه بخوابی ها منظورم این است که درازبکشی وبازی کنی ابدا واصلا

واکنشت نسبت به وسایل خانه خیلی خنده داره مثلا عاشق ماشین لباس شویی هستی
وقتی داره کار میکنه چشم ازش برنمی داری اگر هم کسی سرراه نگاهت قراربگیره کلی غرغرمی کنی که یعنی تونمی تونی ببینی


این لباس که تنت هست روی پاهاش دوتا پروانه داره که وقتی لباس تنت هست دیگه ول کن این پروانه هانیستی اگه طفلی ها زبون داشتند یا جون داشتند پرمی زدن می رفتند
دیگرهم این طرف هاآفتابی نمی شدند

وای نگو ازقطره خوردن که من وبابا رو اسگل می کنی تاچندتاقطره بخوری تمام لباس هات هم ازاین بدقطره خوردنت پرازلک شدن نمی دونم چی داخل شون هست که لکه ها نمی روند
تازه دست هم می زنه دخترم وقتی بهت میگم دست دستی زود شروع می کنی به دست زدن یک رقاص درجه یکی ام هستی

این لکه که می بینی روی لپت هست آثارهمون قطره آهن هست که نمی گذاشتی دست بهش بزنم وپاکش کنم
از جارو برقی یکم می ترسی اگه بغلم باشی فقط باتعجب بهش نگاه می کنی اما درغیراینصورت غرغرمی کنی
عاشق دنده وفرمان هستی اگه بهت اجازش رابدهند دیگه ولشون نمی کنی

دریخچال که با ز میشی
اه اه شماهم راه می افتد و دست وپا می زنی واسه رفتن داخل یخچال


بدون عنوان
