شیرین زبون مامان
اینقدربلاشدی که نگو همه چی میگی طوطی خانومی شدی واسه خودت
میریم توکوچه دادمیزنی اوبه اوجااااایییییی بیا یعنی گربه کجایی بیا بعدم خودت هی میگی موووو موووو
دیروز رفتیم خانه مادر دوتایی یک دوساعتی رفتیم وبرگشتیم حالاکه هواخنک بهترمیشه رفت واومد
بین راه توی اتوبوس کیف پولم رودادم بازی کنی عاشقه این هستی که پول هاش رودربیاری دوباره بگذاری توش یک کارت دراوردی ازهمون دور دستهای خوشگلت رودراز کردی می خواستی بدب به آقای راننده بهش میگفتی بفرمایید الهی مامان فدات بشه که سریع کارهای مامان راتقلید می کنی
وقتی هم پیاده شدیم گفتی ممنون 
اولش بامادررفتیم واسه مدرسه مهربد لباس وکیف خریدیم بعدشم رفتیم خانه مادر
اونجام که بودیم رفتیم داخل حمام مادر وبامهربد وآبرنگ هاش کلی نقاشی کشیدیم
کلی هم حمام مادرروکثیف کردیم ولی خوب بعدم سه تایی حمام راشستیم واومدیم بیرون ودیگه دخملیم حسابی خسته بود شب قبل که دیرخوابیدی صبح هم که زود بیدارشدی بعدم که رفتیم بیرون اینقدرخسته بودی که باوجوداینکه مهربد زلزله کنارت نشسته بودوواسه مامان تعریف می کرد شماخوابیدی یک ساعتی خواب بودی و بعد دوباره شیطونی هاشروع شد کلی بامهربد توپ بازی کردین 
ازروزی که پدربردت واسه خرید سوپرمحله شون دیگه یک جوری تاپدرمیادذوق می کنی که نگو ونپرس دیروز که اونجابودیم تاپدراومدکلی ذوق کردی بعدش هم که پدرنشست رفتی پیشش دستهات روبردی بالاوگفتی بغل ....اینقدرکه سخت میری بغل دیگران مامان کلی واست ذوق کرد یک کاری که یکم واست سخته رو می خوای انجام بدی مرتب میگی می تونه می تونه اگه نشد کلافه میشی ومیگی مامانش دست این کلمه هاراخیلی واضح میگی فقط لهجه اش بهینایی
دیشب خرده بودی زمین خیلی دردت گرفته بود تاکلی وقت میرفتی جایی که خرده بودی زمین را اتش می کردی بعدش می اومدی تو دل مامان خودت رولوس می کردی ومی رفتی بازی چنددقیقه بعد دوباره می رفتی ات می کردی می اومدی پیش مامان و.......تایک نیم ساعتی این کارروتکرارمی کردی مریضیت روبه بهبوده ودیگه دارو نباید بخوری آخه داروخوردنت معضلی می خوری بعدش میگی توش یعنی ترشه یک جوری هم لبهات روجمع می کنی دلم می خواد بخورمت بخدا


شیرین زبون مامان
