کارگاه مامان الهام ودخملش بهینا
از اونجایی که شما خیلی بازی گوش شدی وخوب وظیفه هرمادری که وسایل راحتی بچه اش رافراهم کنه چندوقتی هست که باهم بازی های خاص می کنیم
مثلا چندروز پیش چندتاکاسه بهت دادم توی هرکدومش یکمی خوراکی های مایع ریختم مثل سس های مختلف آب شیر ماست رب گوجه فرنگی بعددادم به شما باهاش بازی کنی شماهم یک دل سیر بازی کردی اینقدر بهت خوش گذشت که یادم رفت عکس بگیرم
یاوقتی میریم خانه مادر آب رنگ می بریم داخل حمام دستهامون رورنگی می کنیم می زنیم به دیوار این هاروعکس گرفتم البته بادوربین مادر که بعدامی گذارم
دیروزهم خمیربازی کردیم خاله عاطفه واسه دخملیم همون اوایل خمیربازی خرید اما چون هنوزکوچولوهستی خودم خمیردرست کردم این جوری آب بازی وآردبازی هم کردیم اینم عکس هاش




بعدتلفن زنگ خوردومن رفتم سراغ تلفن قبلش داشتم می گفتم حالابریم وسایل مون روبشوریم دست وپاهای بهیناراهم بشوریم
شماهم طوطی وارتکرارمی کردی دسش بیتانا بیشوییم قربون اون کلت بشم که موقع حرف زدن تکونش می دی این وراون ورآدم ضعف میکنه واست
خلاصه دیدم صدای آب میاد اومد بااین صحنه مواجه شدم

الان نه صبح ودخملم هنوزخوابه امروزقرارهبریم خانه مادرآخه دایی مهدی مهمان اونجاماهم که ...
دیروزشما7.30 بیدارشدی وپریروز8.30 حالاامروزکه من می خواستم برم شماهنوزخوابی آخه بابافیروزرفته سرکاروقراربودمن وشماراقبل ازاینکه بره شرکت ببره که شماهنوزخوابییییییییییییییییییییییییییییییی


کارگاه مامان الهام ودخملش بهینا
