اولین تاب بازی وسرسربازی
هوووووووووووووووووووورا من وتو دوتایی تنها رفتیم پارک
نزدیک خانه کلی هم خوش گذشت کلی هم دوست پیداکردی نی نی ها همه آمده بودن پارک
تو هم واسه همه ذوق می کردی با کمک مامانی سوارسرسره وتاب
شدی هردو شون روخیلی دوست داشتی یه آقا ی کوچک هم داخل پارک بود اسمش مانی بود بامادرش آمده بودپارک به مادرش می گفت مهین خانم این قدربامزه بود هرجا می رفت میگفت تو هم بیا تانی نی من روببینه خیلی هم شیطون بود وبلبل زبون ازهمه نی نی هابیشترحرف می زد
وقتی بهش گفتم مامی خواهیم بریم خونهمون گفت پس من نی نی رو بوسش کنم بعدبرید مانی گفت یک داداش داره اسمش ماهان هم سن شماهست خلاصه که آمدیم خانه و الان هم شما خواب هستی خواب های خوب خوب ببینی عزیزم
راستی شب هم قراربریم خانه بابایی آخه مامان بتی ازمشهد آمدند بریم زیارت قبول بگیم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین تاب بازی وسرسربازی
