بهینابهینا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره

بهترین دختردنیا

مامان جان چراتواینطوری هستی؟

1391/9/9 0:01
نویسنده : الهام
200 بازدید
اشتراک گذاری

فدای شیطونیهات بشم من سلام ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ

امروز حسابی مامان راخسته کردی اینقدرکه دیگه شب به معنای واقعی گریه می کردم همیشه احساس می کنم من بلدنیستم اونجورکه بایدشمارامراقبت کنم 

ازصبح تعریف می کنم اولش که ساعت هفت وپنج دقیقه از خواب بیدارشدی وعت عت و گل گل راه انداختی بابا هم با کلی ذوق آمد پیش دخملم وقتی بابا می خواست بره سرکار من بهش گفتم حالا یک نیم ساعتی بازی می کنه بعد می خوابه اما خیر خبری از خواب نبود ساعت نه ونیم شد وشما کاملا بیداربیدار در حال بازی کردن گفتم حالا که سر حالی بریم حمام احتمالا بعدش می خوابی اما خیر حمام رفتیم وآمدیم شما فقط یک ربع بعدازحمام خوابیدی گفتم اشکالی نداره حالاباهم بازی می کنیم بعد ازظهر می خوابهنه اینکه بخواهم از دستت راحت باشم نه واسه خودت می گم مامان جان آخه خسته می شی دیگه این روزهام که اصلا دوست نداری بشینی وهمش باید به ایستی پاهای خوشگلت خسته می شوند عزیزم  آخه من که آدم بزرگم واقعا خسته میشم نمی دونم تو چه جور این همه جون داری قربونت برم

اماخداراشکرخوب غذاخوردی البته فکرکنم همش راسوزوندی ودیگه هیچی ازش نموند که یکمی جون بگیری  کم کم ساعت شد سه وچهار وپنج وخبری ازخواب نبود هیچ تازشم اصلا حاضر نبودی بشینی  یک بارهم که راضی به نشستن شدی طاقت نیاوردی وجعبه ماکارونی که باهاش بازی می کنی رابلند کردی و بلند شدی به ایستی که با صورت آمدی روی زمین

من هم که دوربین به دست منتظر این بودم که ازشما یک عکس باحال بگیرم  بی خیال عکس شدم وشما رابلند کردم سریع بردمت جلوی آینه که گریه نکنی این کاررو جدیدا یادگرفتم تادیروز وقتی می خوردی زمین فوری می بردمت جلوی آیفون اما امروز صبح متوجه شدم که آینه Kitty 4هم صداخفه کن خوبی است وشما این طوری سریع یادت می رود که خوردی زمین  خلاصه که بالاخره ساعت هفت شما خوابیدی با هزارتامکافات اما هشت وربع تاصدای باباروشنیدی ازخواب بیدار وباوجود خمیازه های پی درپی ساعت نه ونیم خوابیدی

توواقعا متفاوت هستی مثلا همه نی نی هاتوماشین می خوابند اما شما کلا میونه خوبی باماشین نداری مگر اینکه پشت فرمان باشی وگرنه بعد ازنیم ساعت شروع می کنی به غرغرکردن

یا اینکه همه مامان ها میگویند وقتی نی نی هاشون می روند حمام حسابی می خوابند اما شما تازه روزی که می روی حمام دیگه همان چرت های همیشگی راهم نمی زنی ویکسره بیدارهستی تازه شیطون ترم می شوی

باورکن امشب این قدر خسته بودم که یک نیم ساعتی بلند بلندگریه می کردم ومی گفتم اخه چرا ؟؟؟؟؟

بیچاره بابا کلی دلداری بهم داد وآرومم کرد

باهمه اذیت هایی که می کنی ولی عاشقتم

اینم چند تاعکس ازامروز

مامان چراتواینطوری هستی

تواین عکس داری تف بازی می کنی آخه من نیم ساعتی به شما میگفتم بگو گل بگو ساعت بگو عکس فکرکنم خسته شدی ودیگه فقط تف تفی می کردی ولی خیلی بی ادب هستی

مامان چراتواینطوری هستی

بعد من بلند به شما گفتم بی ادب وشما یک خنده خیلی بلندتحویل من دادی

مامان چراتواینطوری هستی

اینم جعبه بازی اولش خوب تکونش دادی

مامان چراتواینطوری هستی

بعد کلی باهاش وررفتی اون اسباب بازی که گیرافتاده بودرابیرون بکشی نشد

 

مامان چراتواینطوری هستی

بیخیالش شدی دستت راگذاشتی روش خیزگرفتی بلند بشی

مامان چراتواینطوری هستی

کاملا اومدی روی جعبه بعد دیدی خیرنمی شه پاهات راکشیدی بیرون

مامان چراتواینطوری هستی

مامان چراتواینطوری هستی

من دیگه بیخیال دوربین شدم آخه شما تقریبا بلندشدی والبته درعرض یک هزارم ثانیه اومدی روی زمین

خدارحم کرد پشتی پشته سرت بود ومن هم نگذاشتم کاملا بیایی روی زمین  وروجک من خیلی شیطون شدی

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله عاطفه
9 آذر 91 12:35
یعنی من عاشق این شیطنت های تو هستم ولی خودمونیم خدا خیلی بهت رحم کرده ها.........شکرررررررررررررررر
الهام ترا خدا همیشه 1 چیز نرم زیر پاهاش پهن کن تا جند کیلومتری که اگر خدای نکرده خرد زمین روی سرامیک نخوره زمین........:


چشم حتما