مامان جان چراتواینطوری هستی؟
امروز حسابی مامان راخسته کردی اینقدرکه دیگه شب به معنای واقعی گریه می کردم همیشه احساس می کنم من بلدنیستم اونجورکه بایدشمارامراقبت کنم 
ازصبح تعریف می کنم اولش که ساعت هفت وپنج دقیقه از خواب بیدارشدی وعت عت و گل گل راه انداختی بابا هم با کلی ذوق آمد پیش دخملم
وقتی بابا می خواست بره سرکار من بهش گفتم حالا یک نیم ساعتی بازی می کنه بعد می خوابه اما خیر خبری از خواب نبود ساعت نه ونیم شد وشما کاملا بیداربیدار در حال بازی کردن گفتم حالا که سر حالی بریم حمام احتمالا بعدش می خوابی اما خیر حمام رفتیم وآمدیم شما فقط یک ربع بعدازحمام خوابیدی گفتم اشکالی نداره حالاباهم بازی می کنیم بعد ازظهر می خوابه
نه اینکه بخواهم از دستت راحت باشم نه واسه خودت می گم مامان جان آخه خسته می شی دیگه این روزهام که اصلا دوست نداری بشینی وهمش باید به ایستی
پاهای خوشگلت خسته می شوند عزیزم آخه من که آدم بزرگم واقعا خسته میشم نمی دونم تو چه جور این همه جون داری قربونت برم
اماخداراشکرخوب غذاخوردی البته فکرکنم همش راسوزوندی ودیگه هیچی ازش نموند که یکمی جون بگیری کم کم ساعت شد سه وچهار وپنج وخبری ازخواب نبود هیچ تازشم اصلا حاضر نبودی بشینی یک بارهم که راضی به نشستن شدی طاقت نیاوردی وجعبه ماکارونی که باهاش بازی می کنی رابلند کردی و بلند شدی به ایستی که با صورت آمدی روی زمین

![]()
من هم که دوربین به دست منتظر این بودم که ازشما یک عکس باحال بگیرم بی خیال عکس شدم وشما رابلند کردم سریع بردمت جلوی آینه که گریه نکنی این کاررو جدیدا یادگرفتم تادیروز وقتی می خوردی زمین فوری می بردمت جلوی آیفون اما امروز صبح متوجه شدم که آینه
هم صداخفه کن خوبی است وشما این طوری سریع یادت می رود که خوردی زمین
خلاصه که بالاخره ساعت هفت شما خوابیدی با هزارتامکافات اما هشت وربع تاصدای باباروشنیدی ازخواب بیدار وباوجود خمیازه های پی درپی ساعت نه ونیم خوابیدی
توواقعا متفاوت هستی مثلا همه نی نی هاتوماشین می خوابند اما شما کلا میونه خوبی باماشین نداری مگر اینکه پشت فرمان باشی وگرنه بعد ازنیم ساعت شروع می کنی به غرغرکردن![]()
یا اینکه همه مامان ها میگویند وقتی نی نی هاشون می روند حمام حسابی می خوابند اما شما تازه روزی که می روی حمام دیگه همان چرت های همیشگی راهم نمی زنی ویکسره بیدارهستی تازه شیطون ترم می شوی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()




باورکن امشب این قدر خسته بودم که یک نیم ساعتی بلند بلندگریه می کردم ومی گفتم اخه چرا ؟؟؟؟؟
بیچاره بابا کلی دلداری بهم داد وآرومم کرد
باهمه اذیت هایی که می کنی ولی عاشقتم![]()

اینم چند تاعکس ازامروز

تواین عکس داری تف بازی می کنی آخه من نیم ساعتی به شما میگفتم بگو گل بگو ساعت بگو عکس فکرکنم خسته شدی ودیگه فقط تف تفی می کردی ولی خیلی بی ادب هستی

بعد من بلند به شما گفتم بی ادب وشما یک خنده خیلی بلندتحویل من دادی

اینم جعبه بازی اولش خوب تکونش دادی

بعد کلی باهاش وررفتی اون اسباب بازی که گیرافتاده بودرابیرون بکشی نشد

بیخیالش شدی دستت راگذاشتی روش خیزگرفتی بلند بشی

کاملا اومدی روی جعبه بعد دیدی خیرنمی شه پاهات راکشیدی بیرون


من دیگه بیخیال دوربین شدم آخه شما تقریبا بلندشدی والبته درعرض یک هزارم ثانیه اومدی روی زمین
خدارحم کرد پشتی پشته سرت بود ومن هم نگذاشتم کاملا بیایی روی زمین وروجک من خیلی شیطون شدی
![]()


مامان جان چراتواینطوری هستی؟ 
