بهینابهینا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره

بهترین دختردنیا

هرنفست زندگی دوباره برای مامان

فدای مامان گفتنت بشم اینقدرخوشگل میگی مامان روزی     بار بهت میگم بگومامان عاشق مدادهستی جعبه مدادرنگی رومیبینی دیگه ول کنش نیستی فکرکنم می خواهی نویسنده بشی دخملی داره یک ساله میشه ٥شنبه دیگه واسه خودش خانومی شده حیف که نمی شه روزتولدخودت واست جشن بگیرم اماقول می دهم درتعطیلات عیدبگیرم بوووووووووووووووووووس اینروزها مدام راه می روی ومدام می خوری زمین فدات بشم که می خوری زمین خودت میگی آخ وبلندمیشی خیلی شعرواست می خونم ولی اینوخیلی بیشتراز همه دوست داری البته بعد از اسب سفیدم------ راستی من قبلاهااین شعرروواست اشتباهی می خوندم خاله یادآوری کردومنم اصل...
15 اسفند 1391

چشم قشنگه مامان

عزیزمی مامان جان عمرمی مامان جان باهرمامان گفتنت کلی ازخستگیهام درمیره عاشقتم بعضی وقتهاازدست کفری میشم ولی بخدادیوونتم اول عذرمی خواهم بابت دیر نوشتن خاطرها بعدش هم گلایه که تقصیره خودت هم هست به محض نشستن من پای کامپیوترشاکی می شوی یا باید توهم دکمه هارابزنی که البته منجربه خاموش کردن وبی خیالی بنده خواهدشد بعدش هم روزکه نمی شه شبهام دیگه انرژی واسه من نمونده بعضی شبهام باباشاکی میشه که تامن نخوابم اونم خوابش نمی بره خلاصه این بود گوشه ای ازمسائل که باعث میشه من دیربه دیربنویسم اماجونم واسه دخملم بگه که عزیزم دیگه حسابی راه میره فقط وقتی پاهاش خسته میشه بدوبدومیادانگشته من رامیگیره وبنده رابلند میکنه که انگشتش رابگیرم تاکمترز...
14 اسفند 1391

دخترم میگه هاپو

آپو  هاپو بهینا هاپو چی میگه آپ اینم عکس های امروز بهیناعاشق دکی کردن است حتی موقع غذاخوردن هم دکی میکنه اینم قدرت ژنتیک دخترم مثل باباش وقتی ازخواب بیدارمیشه پاشنه پاش رامیگذاره روی زانوش   ...
5 اسفند 1391

خانه نوردی

  سلاممممممممممممممممممممممممم گلابی من عاشقتم من خاله سوسکه دوست دارم یک عالمه دخملم امروز کل خانه راتنهایی دورزد قربونه اون ÷اهای خوشگلت بشم عزیزترینم اینقدرراه رفتی که شب دیگه تلو تلومیخوردی حتی موقع نشستن هم می خوردی زمین کلی هم ذوق کرده بودی دیگه بایدکفش بخرم واسش آخه دیگه همه کفش هات واست کوچیک شدن قربونه اون پاهایه نازوتوپولت بشم من امشب همراه بابارفتیم واست لباس عیدبخریم چندتالباس داری که هنوزنپوشیدی امامخصوص تابستونه تازه باباهم میگه دلم می خواداولین عید دخملم خودم واسش تیش بخرم اولی که نیست ولی چون اولی روخیلی کوکولوبودی ماحساب نکردیم قربونت بشم دلم می خواست واست تولدبگیرم ولی اینطورکه بوش میادنمی ...
3 اسفند 1391

یه دخمل دارم شاه نداره

تو سازه زندگی من هستی ببخشید مامان جان بعضی وقتهاخسته میشم یکم باهات بد اخلاقی می کنم ولی باورکن خسته میشم دخملم میگه بابا       دفت یعنی رفت خیلی دوست دارم راستی عاشق ماکارونی هستی داشت یادم می رفت بگم دوروزه دوتایی ظهر می ریم پارک کلی دنباله نی نی ها راه میروی آخه دخملم هفت هشت قدم تنهایی راه میره بووووووووووووووووووووووووس ...
30 بهمن 1391

دخترم بزرگ شده

دیدی راست گفتم خیلی بزرگ شده مگه نه؟ اینجا یک فاخته داشت تو تراس راه می رفت شماگفتی تو تو اما توتوپریدورفت ولی دخملم کلی وقت دنبال توتو میگشت درنهایتم توپت روبرداشتی وگفتی ته   ...
23 بهمن 1391

بدغذایی

چه سلامی چه علیکی توکه من راکشتی بااین بدغذایی بازقبل ازاین موز میخوردی حالانه موز نه هیچ چیزه دیگه پس من چیکارکنم خدابه دادم برس فرداببرمت بهداشت وزن گیری ببینیم چقدرکم کردی؟ فقط میگه توتو عت   ساعت الو  دردو   گردو دارو     جارو ت   توپ عک  عکس دد به به تیش تد   افتاد آله   خاله تای  چای ...
19 بهمن 1391