بهینابهینا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

بهترین دختردنیا

واکسن چهار ماهگی

الهی مامان فدای اون پاهای خوشگلت بشه امروز صبح رفتیم بهداشت که دخترم واکسن بزنه اینقدر هم خوش اخلاق بودی که همه خاله ها در بهداشت لپ دخترم رو می کشیدند که البته بابایی هم حسابی کلافه شده بود خانم دکتر گفتند نی نی به خوابه روی تخت منم شمارا خواباندم داشتم با شما حرف میزدم وشما هم میخندیدی که خانم آمپول رو زد توی پاهات وای خدا  اولش یکمی اخمهات روتو هم کشیدی اما بعدش بهداشت را گذاشته بودی روی سرت مامانی هم که طاقت گریه های شما رونداره با شما گریه میکرد الهی فدای شمابشم من اشکال نداره عوضش مریض نمی شه دخملم ...
17 تير 1391

دخترکتاب خوان

نفس مامان کتاب شیمو رو خیلی دوست داره وقتی کتابسش رو میگیرم جلوی صورت ماهش سروصدا راه می اندازه ودستهاش را بالا وپائین میبره قربونه دستهای کوکولویت بشم من      ...
13 تير 1391

هورا مارفتیم خانه خاله

عصر سه شنبه راهی خانه خاله شدیم مامان تو واقعا با همه نی نی ها فرق داری همه نی نی ها توماشین می خوابند اما شما تا ساعت خوابت نشه نمی خوابی فدای اون چشمهای متعجبت بشم من تازه خانه خاله کلی خاله وعمو محمد راتحویل گرفتی واسشون میخندیدی -----معلوم دخترم خاله اش رادوست داره خانه خاله حسابی خوش گذروندی آخه همه تا دخملم غرغر میکرد بغلش می کردند شماهم حسابی کیف میکردی مرسی خاله مرسی عمو   ...
13 تير 1391

دخمل من میگه ا اه اوه

الهی فدای صدای خوشگلت بشم مامان جان چند روزی بلبل شدی مامان قربونت برم شیطونک--- الان ساعت ٢٢.٣٧  دقیقه است وشماازشش صبح تاحالا بیداری البته گریه نمی کنی فقط بازی میکنی دست میخوری حرف میزنی منم حرص میخورم مامان جان وقتی کم میخوابی خسته میشی و خو ب رشد نمیکنی ها بووووووووس اینم عکس های امروز دخملم   ...
3 تير 1391

روزهای اول

وای خدا این دخمل ما شبها بیدار روزها می خوابه همه میگن 40 روزش که شد خوب میشه 3روز بعد ازبه دنیا آمدنت بردیمت بهداشت واکسن بزنی الهی فدای پاهات بشم زدند کف پاهای کوچولوت دخملمم تا خانه گریه کرد ومن مجبورشدم داخل ماشین به دخترم شیربدم ازآنجا که شما بعد از 24 روز نافتون افتاد ما هم مجبور شدیم اولین بار همان روز ببریمتون حمام البته چند باری دست وپا وصورتتون را کاملا شسته بودیم اما حمام لیف وصابون نبرده بودیمتون مادر وخاله عاطفه فسقل را شستند اصلا هم گریه نکردی فقط وقتی می خواستیم خشکت کنیم یکم گریه کردی که اونم گرسنه ات شده بود همه گفتند الان دو سه ساعتی می خوابه اما شما اون شب ساعت 4 صبح خوابیدی  بالاخره بهینا...
30 خرداد 1391