بدون عنوان
نفسم عزیزم عشقم جیگرم فدات بشم ....
کیف میکنم با تو . عشق میکنم با تو .
زندگی با تو معنی میده. اصلا زندگی یعنی تو ... چقدر هر روز بگم خداروشکرت بهم نی نی دادی. بهم دختر دادی . بهم نازنین دلمو دادی ؟
سختی های اولش فدای یه لبخند الانت . فدای غر غر کردنات . فدای کارای نازت . فدای امروز که مامان داشت تو بغلش خوابت میکردو تو دستتو گذاشته بودی روی لبش ... داشت لالایی واست میخوند تو انگشتاتو میکردی تو دهنش . همونطوری خوابیدههههه...
مامانم . قربونت برم(دارم با اشک مینویسم) . عزیزدلم . تو غر بزن من بوست میکنم . تو گریه کن من لهت میکنم تو بغلم . تو باش فقط. هر طور هستی لذت بخشی . شیرینی . انقدر بوست میکنم گریه میکنی . آخه مامانی نمیدونه چی کار کنه . از بس دوستت داره قاطی کرده دیگه .
کی میتونه بگه اینطوری نیست ؟ کی میتونه بگه نداشتن بچه درد نیست ؟ خدایا همه ی بی بچه ها رو بهشون بچه نصیب کن . بهشون رحمتو نعمت بده . بزار از این دنیای خاکی یه عشق و لذت داشته باشن . خدای مهربون بچه های ما رو هم به کرم و لطف خودت حفظ کن ! خدایا نزار دردشونو ناراحتیشونو و سختیشونو و داغشونو ببینیم .خدایا هر کی رو نی نی دادی لیاقت نی نی داری راهم بده
هرشب هر چی یادت می افتم بال در می آورم که دارمت ...
دختر بودنت خیلی بهم انرژی مثبت میده ...

امروز سرجمع دختر خوبی بودی صبح که طبق معمول با دد وا او گفتن بیدارشدی وبعدش هم که بابا اومد کلی خنده تحویل بابا دادی و خودت رو واسمون لوس کردی قربونت برم که اینقدرلوسی
بعد با دایرهای رنگیت یکم بازی کردی که البته اصلا سردرنمی آوری این ها چی هست وفقط بادستهای کوچیکت این طرف واونطرف هولشون می دهی وبعد هم می کند دردهان مبارک ومی روی سراغ یک اسباب بازی دیگه ------ بعدازخوردن صبحانه دخملی درآشپزخانه مشغول تماشای مامان ومامان درحال درست کردن کیک واسه ماهگردشش ماهگی عروسکش
شماهم که هرچی اسباب بازی رووی صندلی ات بودریختی روی زمین وکلی هم سروصداکردی ومن هم کلی قربون شمارفتم
به به آماده شد ورفت روی صندلی مامان رفت پیش بند بیاری وقتی اومد دخملی همه غذاشو ریخته بود روی خودش منم هم می خندیدم هم عصبانی بودم شما رودعواکردم حالا عوض گریه واسه من میخنده



الهی فدات شم من جیگرک مامان عصر دوباره واست آبگوشت درست کردم وهمه شو خوردی وبعدهم خوابیدی وماهم یک ناهاردرآرامش خوردیم جای شماخالی شبم رفتیم خانه مامان بتی که نه شماسرحال بودی ونه مابقی اعضای خانواده -----عمو مهدی ام بودند که شما نمی دونم چرااز عمو مهدی ودایی مهرداد میترسی وکلا وقتی این دونفرباشند می چسبی به مامان و زیرچشمی نگاهشون می کنی انگارجرم کردند طفلی ها دقیقا شبیه این شکلک
تصور کن آدم خودش هم به خودش شک می کنه 
قربونت برم شب هم که آمدیم خانه کلی گریه کردی و چون فردا قراره صدقه سرواکسن کلی گریه کنی واشک مامان را هم در بیاری امشب را بی خیال عادت شدیم و به یادروزگار نه چندان پیش رفتی تو پارچه ولی الهی فدات شم اینقدر خوشحال شدی که تا موقع خواب زل زده بودی به مامان ومی خندیدیمنم که مرده بودم از خنده بابا هم دعوا می کرد که نگاهش نکن به خوابه وقتی نیش باز شما رودید خودش هم خندش گرفت بووس هزارتا ماچ آبدار![]()


بدون عنوان
