اولین آتلیه
هوووووووووووووورامارفتیم آتلیه عکس گرفتیم
اولین آتلیه رو وقتی دردل مامان بودی رفتیم همان موقع کهمامان اندازه خانم غول شده بود اما امشب همراه خانواده بابارفتیم آتلیه عکس خانوادگی انداختیم یک عکس هم ازشماوآرمین گرفتیم امیدوارم خوب شده باشد آخه خانم یکم بداخلاق بود حالا شایدهم خوب شده باشد
ازموقعی که شما متولدشده ای دلم می خواست بریم اما یکم ازاینکه شمااذیت بشی نگران بودم اما کم کم باید یک نوبت بگیرم شماراببرم بوووووووووووووووووووووووووس
راستی مادریک پیراهن خوشگل واست بافتند که خیلی هم بهت میاد
آخ آخ صدای دخترم بلندشد برم پیشش بقیش رادریک فرصت دیگه بای بای
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین آتلیه
