جیییییییییییییییییییییییییییییییگری هستی تو
سلام غرغرو 
آخه توبکی رفتی این قدرغرغر می کنی نه همیشه ها ولی بعضی روزهایکسره غر می زنی بی دلیل
یکم اخلاقت راخوب کن تا همه باهات دوست بشند شب عیدرفتیم خانه عمه افروز تولد بابایی یعنی بابای باباهم بود دایی محسن خونمون بودآخه مادراینها رفتندخانه خاله دایی رورسوندیم ورفتیم دنبال عمومحمد وآرمین وکیک هم خریدیم و رفتیم وااای ازترافیک و واااااااااااای ازاین دیررسیدن ما وواااااااای از خسته شدن شما درماشین دم درخانه که رسیدیم شما خوابت برد بی خیال خواب شدیم و رفتیم بالا بعدازتولدمبارک گفتن یکمی بازی کردی ویک چرتی هم زدی ودیگه بیداربودی تا یک شب 
من اولا حرص می خوردم که دیراست وچرا شماهنوزبیدارهستی ولی حالادیگه بی خیالت شدم آخه بی فایده است فقط خودم اذیت می شم وبس
جونم بگه که اونشب غذای خودت را نخوردی و همه هی گفتند از غذای خودمون بهش بده منم تسلیم وشماهم دولپ خوردیشون پلو مرغ اما خداراشکردل درد نشدی بووووووووووس
ازاونجاکه شب ساعت ١ خوابیدی صبح ١٠نیم ازخواب بیدارشدی ویکسره بیداربودی تاشب وهمش بازی کردی غذاهم که نخوردی آخ چراراستی ناهارکباب دنده داشتیم استخونش رادادیم بازی کنی بعد اشتهات بازشد وغذای خودت راتاته خوردی نووووووش جان
شب هفت خوابیدی گفتم رفتی تاصبح اما زهی خیال باطل که شما ساعت نه بیدارشدناهه وبازی کردناهه
ماهم که بوووووووووووووووووقیم بوق بوق


جیییییییییییییییییییییییییییییییگری هستی تو
