بهینابهینا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره

بهترین دختردنیا

دخترم میگه هاپو

آپو  هاپو بهینا هاپو چی میگه آپ اینم عکس های امروز بهیناعاشق دکی کردن است حتی موقع غذاخوردن هم دکی میکنه اینم قدرت ژنتیک دخترم مثل باباش وقتی ازخواب بیدارمیشه پاشنه پاش رامیگذاره روی زانوش   ...
5 اسفند 1391

خانه نوردی

  سلاممممممممممممممممممممممممم گلابی من عاشقتم من خاله سوسکه دوست دارم یک عالمه دخملم امروز کل خانه راتنهایی دورزد قربونه اون ÷اهای خوشگلت بشم عزیزترینم اینقدرراه رفتی که شب دیگه تلو تلومیخوردی حتی موقع نشستن هم می خوردی زمین کلی هم ذوق کرده بودی دیگه بایدکفش بخرم واسش آخه دیگه همه کفش هات واست کوچیک شدن قربونه اون پاهایه نازوتوپولت بشم من امشب همراه بابارفتیم واست لباس عیدبخریم چندتالباس داری که هنوزنپوشیدی امامخصوص تابستونه تازه باباهم میگه دلم می خواداولین عید دخملم خودم واسش تیش بخرم اولی که نیست ولی چون اولی روخیلی کوکولوبودی ماحساب نکردیم قربونت بشم دلم می خواست واست تولدبگیرم ولی اینطورکه بوش میادنمی ...
3 اسفند 1391

یه دخمل دارم شاه نداره

تو سازه زندگی من هستی ببخشید مامان جان بعضی وقتهاخسته میشم یکم باهات بد اخلاقی می کنم ولی باورکن خسته میشم دخملم میگه بابا       دفت یعنی رفت خیلی دوست دارم راستی عاشق ماکارونی هستی داشت یادم می رفت بگم دوروزه دوتایی ظهر می ریم پارک کلی دنباله نی نی ها راه میروی آخه دخملم هفت هشت قدم تنهایی راه میره بووووووووووووووووووووووووس ...
30 بهمن 1391

دخترم بزرگ شده

دیدی راست گفتم خیلی بزرگ شده مگه نه؟ اینجا یک فاخته داشت تو تراس راه می رفت شماگفتی تو تو اما توتوپریدورفت ولی دخملم کلی وقت دنبال توتو میگشت درنهایتم توپت روبرداشتی وگفتی ته   ...
23 بهمن 1391

بدغذایی

چه سلامی چه علیکی توکه من راکشتی بااین بدغذایی بازقبل ازاین موز میخوردی حالانه موز نه هیچ چیزه دیگه پس من چیکارکنم خدابه دادم برس فرداببرمت بهداشت وزن گیری ببینیم چقدرکم کردی؟ فقط میگه توتو عت   ساعت الو  دردو   گردو دارو     جارو ت   توپ عک  عکس دد به به تیش تد   افتاد آله   خاله تای  چای ...
19 بهمن 1391

قول میدم بگذارمشون

اینم انجام قول اینم موتورسوارکوچک چندروزپیش که بادایی رفتیم واسه کاغذدیواری خانه مادربرگشتن رفتیم سرساختمان ودخملم سواره موتور شد ...
19 بهمن 1391

دد

امروز صبح ازخواب که بیدارشدی یک ساعتی باهم بازی کردیم بعدشروع کردی به بهانه گیری چون می می نی روخیلی دوست داری آوردم باهاش بازی کردی بهینا می می نی کو؟ ماشینه می می نی کو؟ می می نی روبوسش کن... امایکم که بازی کردی دوباره شروع کردی به بهانه گیری رفتم آشپزخانه غذاواست درست کنم دیدم صدات نیامد همیشه بدو بدو می آمدی دنبالم آمدو دیدم رفتی داخل حمام یکم باهات بازی کردم بعد دیدم کفش هات رو می گذاری روی زمین ومیگی د د د قربونت برم حوصلت سررفته رفتیم ناهاربخوریم که طبق معمول این هفته خوب نخوردی وبعدیک چرتی زدی وقتی بیدارشدی دوباره شاکی بودی سی دی های نابغه کوچک راهم دست داری واست گذاشتم اولش خ...
18 بهمن 1391

تولدیازده ماهگی

هورا فسقل خانوم بزرگ شد رفت یکماه دیگه یک سالگی  ولی دخملم مریضه امیدوارم خدابه دخترم هدیه تولد سلامتی بده این عکس حال وروز این چندروز بهیناست بیچاره مامان اینجام لباس پوشیده بره دکتر البته ازآنجاکه دکترخودت خیلی سخته نوبت گرفتن ورفتن رفتیم کلینیک کودکان ---- خداراشکر دکترگفت یک ویروسه ساده است وبایددوره اش تمام شود اینم خوابیدن جدیده کلا خیلی تو خواب قل می خوری ...
17 بهمن 1391

عکس این چندروز

بهیناتوپش روخیلی دوست داره وهمه جا دنبالش میره بهش میگه  تو   این ماشینش راهم دوست داره هولش میده وغش وغش میخنده اینم قطارش هست که فشارش میده وبوق میزنه اینم جاروبرقی بهینابهش میگه دارو لالایی کن بهیناخانوم خوشگل ...
11 بهمن 1391