بهینابهینا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره

بهترین دختردنیا

یک عالمه میهمانی

سللللللللللللللللللللام خوبی خوشگل خانوووووووووووووووووم این هفته حسابی ددد رفتی دوشنبه خانه خاله مریم-4شنبه خانه خاله منصوره -5شنبه خانه مامان بتی-جمعه وشنبه هم خانه مادر تازه خرید هم بامادررفتی دیگه واسه این هفته باید خودت تنهایی بازی کنی خاله منصوره وخاله سپیده دوستای مشترک من وعمه فرزانه هستندکه هردوتاشون یک نی نی تودلهاشون دارند خاله ریحانه هم یک نی نی دوماهه داشت که اسمش رهابودامانی نی های خاله منصوره وسپیده هردوتاپسربودند حالادوپسرخاله ویک دخترخاله البته مجازی داری خوشحالم که داری دوست پیدامیکنی دلم می خواهدکه دوستی مون پابرجاباشه تا شماها هم باهمدیگه بزرگ بشیندودوست باشین همیشه غصه تنهابودن تورومی خوردم ومی گفتم خیلی بدکه دخ...
2 دی 1391

بهینای من

سلام جینجیلی من قربونت برم یلدات مبارک اولین یلدای دخملم مبارک فرشته من دلم می خواهد تا آخرین روز عمرم هر روز به خاطرداشتنت ازخداتشکرکنم خدایا ممنونم ----------- دیگه حسابی چهاردست وپامیری وازدست گرفتن  وبلند شدنم که نگو  حسابی هم شیطونی می کنی والبته همچنان غذانمی خوری ولی عاشق موزی تحت هرشرایطی موز که می بینی ساکت می شینی وموزت راتاآخرش می خوری فدای موزخوردنت خیلی دوست دارم           دلم می خواست الان عکس دندونات را می گذاشتم ولی هنوزنتونستم از دندونای خوشگلت عکس بگیرم فندقی من این عکس ها مال قبله ولی خوب باز هم کاچی بهترازهیچی   ...
30 آذر 1391

دومین دندان

فدات بشم من مامان جان نمی دونی دلم واست کباب میشه وقتی اینقدرنارومی می کنی عزیزم امروز صبح دیدم دومین دندونت هم زدبیرون قربونت برم ولی بازهم نه غذاخوب خوردی شب هم کلی گریه کردی آخرش هم باصدای آب خوابیدی عزیزم دوست دارم وخیلی خسته هستم
28 آذر 1391

هزارتاحرفه نگفته

وروجک من حالا دیگه حسابی شیطون شده عزیزه دلم اصلا غذاخوب نمی خوره وفکرکنم ضعیف هم شده اماامروزخیلی دخمل ماهی بوده این قدرکه دلم واسش سوخت کلی اگرامشب غذاهم خوب خورده بودی دیگه میشدی بهترین دختردنیاقربونت برم غذابخوری نخوری عزیزه دل من هستی اگه میگم خوب غذابخورواسه اینکه سالم باشی به غیرازاینکه این روزهامرتب تاتی می روی دشمن کامپیوتروکتاب هم هستی تامن میام سرکامپیوترفوری تو هم می خواهی بیایی هیچ جوره هم راضی نمی شی کتاب که دیگه نگو داری خودت بازی می کنی ها تامن کتاب بازمی کنم بخونم فوری میایی که کتاب روبگیری خوب منم ازترس اینکه کتاب هاپاره نشوند  بی خیال می شوم  دیگه دلم می خواهد فردا غذا خوب بخوری جونه دلم دوست دارم وعاش...
28 آذر 1391

تاتی

دخترم این روزهاهمش تاتی می کنه مامانی هم دیگه کمرش دردمیکنه اشکال نداره عزیزکم دیروز خیلی ناآرومی می کردی نمی دونستم چراولی خیلی ناراحت بودی همش قرقرمی کردی وبهونه می گرفتی دیگه شب که باباآمدمن حسابی شاکی بودم وچوقولی تو کردم تازه کلی هم گریه کردم بابایی هم بقیه اش رابعدمی نویسم  
27 آذر 1391

تاتی تاتی نباتی بریم خانه مادرفاطی

حال دخملیم خیلیرفتم بیخیال {{{{{{{{{{{{{چ هم خوبه یادگرفتی تاتامیری ول کن من هم نیستی کلا وقتی من پیشت هستم مثل کنه چسبیدی به من واقعا اعصاب خوردکن هست دیگه------ نمی ذاری که من ٤٠/تتغلیبغلرعخذ رزبیطسصشض٥٦٧غعه ٢١٤١٣.٠٥فبلرذذالعبرر ل این چرت  و پرت حاصا بهینا خواستم ÷اک کنم گفتم بگذارباشه تا بعد نگی چرا کم می نویسم ...
26 آذر 1391

آش دندونی

فدای دندونه کوچولو مچولوبشم من خاله ریزه دیروزعصرمادرومهربدآمدندخانه ما وچهارتایی رفتیم پارک محله خیلی هم خوش گذشت شماهم کلی ذوق کردی وهمش می خواستی ازبغل مادربیایی پایین بالاخره هم موفق شدی ورفتی چمن بازی بوووووووووووووووس عاشقتم فسقل من دیوونتم جینگیله من بعدهم آش دندون واست درست کردیم وواسه مامان بتی وعمه افروزهم دادیم  اماهمین الان یادم افتادکه عکس نگرفتیم اشکال نداره شاید بازهم درست کردیم اون موقع ازش عکس می گیرم اماوقتی پارک بودیم کلی عکس گرفتیم ببین   ...
20 آذر 1391