بهینابهینا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره

بهترین دختردنیا

امروزه من ودخترم

سللللام خانوم گل خوب که هستی حتما امروز یک دخترماه بودی مامان داشت یک خانه تکانی کوچک می کرد توهم حسابی با بهم ریختگی ها حال کردی یک عالمه چیز های جدید دوروبرت بود کلی باهاشون بازی کردی البته غافل هم شده بودم ازت کاغذ هم خورده بودی وای وای ازاین دختر بلا وقتی کارهام تمام شد می خواستم کف اتاق راتی بکشم یکمی نق زدی منم بغلت کردم درکمد باز بود مدام دست وپامی زدی بری داخل کمد منم گذاشتمت داخل کمد خواستم یکم سربه سرت بزارم ببینم چیکار می کنی در کمد رابستم چندثانیه بعد بازکردم تادرکمدرابازکردم اینقدرذوق کردی که مامان خستگی از بدنش آمدبیرون الهی فدات بشم من  تازه شب هم که بابا آمدواسش تعریف کردم باباگذاشت شماراداخل کمد تاگذا...
20 آبان 1391

آتلیه مامان

سلام فسقل مامان دیروز شما خیلی خوش اخلاق بودی منهمم ازفرصت استفاده کردم وکلی عکس ازشماگرفتم ازاونجایی که شما خوش اخلاق بودی همه عکس ها خوب شدند اینم چندتا ازعکس های شما           ...
19 آبان 1391

سوغاتی

سللللللللللللام خوبی مامان جان دوست دارم یک دنیا عزیزترینم عاشقتم جونم واست بگه مادرومهربدودایی مهردادوپدر عید غدیررفتند تهران دیدن خانه خاله آتی دایی وخاله ها همه مهمون خانه خاله بودند مادرهم ازفرصت استفاده کردندورفتندتادیدارهاتازه بشه قربونت برم وقتی برگشتند یک کتاب حمام خیلی خوشگل ویک سری انگشتی های بامزه واست گرفته بودند توهم خیلی دوستشون داشتی اما تصمیم براین شدکه بگذاریم خانه مادرتاآنجاهم اسباب بازی داشته باشی ممنون مادرممنون مهربدوالبته ممنون پدر   ...
17 آبان 1391

تولدهشت ماهگی

دودورودودو تولد دخترم هشت ماهه شد مبارک مامان جان گلابتون هشت ماهه شدی    هشتادساله بشی مامانی امشب کیک درست کردیم سه تایی خوردیم امروزدخملیم یک خانم به تمام معنا بود صبح کلی بازی کرد بعدباهم کیک درست کردیم ناهارم آبگوشت خورد نوش جان شب هم فرنی خورد عصرهم رفتیم حمام کلی آب بازی شب هم ساعت نه رفت واسه لالا الانم خوابه آی قربونش برم فرشته کوچولوی مامان اینجا داشتم واست تولد مبارک می خوندم ومی رقصیدم شما هم ذوق می کردی اینم کیک تصمیم داشتم هرماهگرد تولدت واست کیک درست کنم اما بعضی مواقع خودت همراهی  نمی کنی ونمیشه این است که بعضی تو...
16 آبان 1391