دل نوشته 4
دل نوشته 3
امروزه من ودخترم
سللللام خانوم گل خوب که هستی حتما امروز یک دخترماه بودی مامان داشت یک خانه تکانی کوچک می کرد توهم حسابی با بهم ریختگی ها حال کردی یک عالمه چیز های جدید دوروبرت بود کلی باهاشون بازی کردی البته غافل هم شده بودم ازت کاغذ هم خورده بودی وای وای ازاین دختر بلا وقتی کارهام تمام شد می خواستم کف اتاق راتی بکشم یکمی نق زدی منم بغلت کردم درکمد باز بود مدام دست وپامی زدی بری داخل کمد منم گذاشتمت داخل کمد خواستم یکم سربه سرت بزارم ببینم چیکار می کنی در کمد رابستم چندثانیه بعد بازکردم تادرکمدرابازکردم اینقدرذوق کردی که مامان خستگی از بدنش آمدبیرون الهی فدات بشم من تازه شب هم که بابا آمدواسش تعریف کردم باباگذاشت شماراداخل کمد تاگذا...
نویسنده :
الهام
22:41
آتلیه مامان
سلام فسقل مامان دیروز شما خیلی خوش اخلاق بودی منهمم ازفرصت استفاده کردم وکلی عکس ازشماگرفتم ازاونجایی که شما خوش اخلاق بودی همه عکس ها خوب شدند اینم چندتا ازعکس های شما ...
نویسنده :
الهام
1:35
سوغاتی
سللللللللللللام خوبی مامان جان دوست دارم یک دنیا عزیزترینم عاشقتم جونم واست بگه مادرومهربدودایی مهردادوپدر عید غدیررفتند تهران دیدن خانه خاله آتی دایی وخاله ها همه مهمون خانه خاله بودند مادرهم ازفرصت استفاده کردندورفتندتادیدارهاتازه بشه قربونت برم وقتی برگشتند یک کتاب حمام خیلی خوشگل ویک سری انگشتی های بامزه واست گرفته بودند توهم خیلی دوستشون داشتی اما تصمیم براین شدکه بگذاریم خانه مادرتاآنجاهم اسباب بازی داشته باشی ممنون مادرممنون مهربدوالبته ممنون پدر ...
نویسنده :
الهام
16:05
تولدهشت ماهگی
دودورودودو تولد دخترم هشت ماهه شد مبارک مامان جان گلابتون هشت ماهه شدی هشتادساله بشی مامانی امشب کیک درست کردیم سه تایی خوردیم امروزدخملیم یک خانم به تمام معنا بود صبح کلی بازی کرد بعدباهم کیک درست کردیم ناهارم آبگوشت خورد نوش جان شب هم فرنی خورد عصرهم رفتیم حمام کلی آب بازی شب هم ساعت نه رفت واسه لالا الانم خوابه آی قربونش برم فرشته کوچولوی مامان اینجا داشتم واست تولد مبارک می خوندم ومی رقصیدم شما هم ذوق می کردی اینم کیک تصمیم داشتم هرماهگرد تولدت واست کیک درست کنم اما بعضی مواقع خودت همراهی نمی کنی ونمیشه این است که بعضی تو...
نویسنده :
الهام
22:46






