جیییییییییییییییییییییییییییییییگری هستی تو
سلام غرغرو آخه توبکی رفتی این قدرغرغر می کنی نه همیشه ها ولی بعضی روزهایکسره غر می زنی بی دلیل یکم اخلاقت راخوب کن تا همه باهات دوست بشند شب عیدرفتیم خانه عمه افروز تولد بابایی یعنی بابای باباهم بود دایی محسن خونمون بودآخه مادراینها رفتندخانه خاله دایی رورسوندیم ورفتیم دنبال عمومحمد وآرمین وکیک هم خریدیم و رفتیم وااای ازترافیک و واااااااااااای ازاین دیررسیدن ما وواااااااای از خسته شدن شما درماشین دم درخانه که رسیدیم شما خوابت برد بی خیال خواب شدیم و رفتیم بالا بعدازتولدمبارک گفتن یکمی بازی کردی ویک چرتی هم زدی ودیگه بیداربودی تا یک شب من اولا حرص می خوردم که دیراست وچرا شماهنوزبیدارهستی ولی حالادیگه بی خیالت شدم آخه بی فایده است فق...
نویسنده :
الهام
14:43




